<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دختــــــــــر هابیل</title>
<link>https://011832.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 11 Oct 2026 13:58:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>بچه ی خوب</title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2712</link>
<description>این چهار روزی که مادر بستری بود هزینه درمان موقع ترخیص سه هزار تومن زده شده کریم :خب خیلی خوبه مفت بخدا صبحانه و نهار و شام باید وایمیسادی :)) مادرم :| نتیجه اخلاقی :دختر بیارید از پسر آبی گرم نمیشه:))</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2026 13:58:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2712</guid>
</item>
<item>
<title>دور گردون </title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2711</link>
<description>کنکور ارشد که میخواستم بدم، تمام همّ و غمّم رو گذاشته بودم که حتما دولتی روزانه باشه. تو همین هیر و ویر اس ام اس بازی های من و مجید شروع شده بود. مادرم میگفت:دختر درس بخون آخرش این گوشی کار دستت میده،اصن چی میگین بِهَم؟؟ منم میگفتم:چیکار میکنم پس؟ دارم در راستای کنکور و دروس مربوطه با مجید مبادلات علمی فرهنگی صورت میدم ارواح عمه ام:/ نتیجه چی شد؟! آیا اس ام اس بازی کار دستم داد؟ با مجید ازدواج کردم و ارشد روزانه اصفهان قبول شدم.</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2026 09:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2711</guid>
</item>
<item>
<title>یه لحظه نزن</title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2710</link>
<description>+اینجوری که بوش میاد، این ترامپ میخواد اتمی بزنه _یه لحظه صبر کنه من امشب کتاب نخل و نارنج رو تموم کنم ده صفحه مونده ازش +تو واقعا دیوونه ای فعلا که زنده یا مردن ما دست یه جانی دیوانه افتاده، کاش اگه مردیم هم بشه هم دوباره کتاب خوند یا ادامه فیلم هامون رو ببینیم:)</description>
<pubDate>Wed, 30 Sep 2026 18:53:30 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2710</guid>
</item>
<item>
<title>من یک طلبه هستم!!</title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2709</link>
<description>از اونجایی که من معده و دستگاه گوارش جذابی دارم. همیشه در حال بررسی هستم که چی بخورم یا نخورم. یا چی خوردم که باز اینجوری شدم. در حال واکاوی بودم به خودم گفتم اینکه یه معده ست برای زندگی دنیا برای آخرتت چه اندیشیده ای؟! روزها میان و میرن زندگیت رو بررسی کردی. فرقی با فردا و فرداها داره؟! یاد این حدیث افتادم که میگفت:&quot;هر كه دو روزش برابر باشد ، مغبون(زیانکار) است و هر كه امروزش بدتر از ديروزش باشد ملعون (از رحمت حق به دور) است و هر كه پيشرفتى در وجود خود</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2026 16:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2709</guid>
</item>
<item>
<title>تابستانی که گذشت</title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2708</link>
<description>تابستانی که گذشت من خیلی کوکب خانم شده بودم. چند مدل کوکی جدید درست کردم که مجید میگفت :بخدا صرفه به این شیرینی هست که میدونی چی میخوری. شربت و مربا شاتوت درست کردم به خاله و مادر و زن دایی دادم و تشکرات فراوان داشتن. یه مدل پیتزا با نون لواش برای بچه ها درست کردم و دوست داشتن. یاد گرفتم نون شیرمال درست کنم و دوزاری ام افتاد که با همین فرمون میشه نون عباسعلی هم درست کرد. نون همبرگری و پیتزا هم ایضا با شلیل هایی که در آستانه فروپاشی درونی و بیرونی بود رانی</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2026 14:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2708</guid>
</item>
<item>
<title>لوازم التحریر </title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2707</link>
<description>امشب پنج تا دفتر گرفتم با دو سه تا مداد و خودکار استوری هم کردم که اینا رو خربدم، تازه منگنه کتاب هم مهمون طرف بودم. چند شده باشه خوبه؟! یک میلیون و هفتصد و سی اوناییکه میخوان جهیزیه بگیرند چه اوضاع گهرباری دارند. واقعا الان وقتشه &quot;من حال ادامه دادن ندارم &quot;</description>
<pubDate>Sat, 19 Sep 2026 21:03:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2707</guid>
</item>
<item>
<title>شکر ایزد</title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2706</link>
<description>حدیثی هست که میگه دو نعمت هست که شکرگزار آن نیستین تا وقتی که از دستش بدین، سلامتی و امنیت. اینجانب از دوشنبه گراز وحشی شدم میگن گراز تنها حیوانی هست که تا حالا آسمان رو ندیده من از دوشنبه علاوه بر آسمان، یمین و یسار خودم رو هم ندیدم. حالا نمیدونم بخاطر بد خوابیدن، بد ورزش کردن، چاییدن یا چی بوده که اینقدر درد کتف و گردن بر من مستولی شده. اما مادرم به ضرس قاطع میگه بخاطر اینا نیست تو رو چشم زدن تخم مرغ رو بردار بیا:)) من تمام قد از همه ی قدقد قدای ماکیان</description>
<pubDate>Sat, 19 Sep 2026 11:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2706</guid>
</item>
<item>
<title>مانی مانی</title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2705</link>
<description>الان شش ماهه یه حسی بهم میگه یکی قراره 17میلیارد بهم بده!! حالا چرا 17،بیست نده نمی‌دانم. حالا کی قراره بیل به کمرش بخوره و بیا بهم بده هم نمی‌دانم. فقط اینو میدونم این زندگی در شان منی که دعای فرج رو در صف صبحگاهی میخوندم،نیست. *میگن به کائنات توجه کنید. توجه خودم را به سمت کائنات جلب میکنم باشد که تا تولدم 17میلیارد بیاد.</description>
<pubDate>Sat, 19 Sep 2026 11:38:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2705</guid>
</item>
<item>
<title>پسر نوح</title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2704</link>
<description>بعد چند وقت که مشتری حرف زد قرار به خرید حضوری شد. حالا نمیگم از کدوم جهنم دره ای اومده بودند. یه پدر مسن عادی که خودش گفت:بازنشسته ست و حالا تو اسنپ کار میکنه و به همراه پسرش که عقد کرده بود. پسری که از همون نگاه اول خوشم نیومد ازش از شلوار زاپ دارش، از یقه باز لباس و تتو روی گردن و دستش، از ناخن های بلند دستش، از پرسینگ تو گوشش. در کل وایب حال بهم زنی بهم میداد. طرح ها رو نشون شون می دادم. از زمان صحبت تا اومدن حضوری دو بار افزایش قیمت لحاظ شده بود.</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2026 19:29:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2704</guid>
</item>
<item>
<title>عمر گران می‌گذرد... </title>
<link>https://011832.blogfa.com/post/2703</link>
<description>حسی که از کتاب روح مجرد گرفتم تا الان شبیه همون حس کهکشان نیستی میمونه واقعا ول معطلیم. اونا کجا سیر می‌کنند ما کجا؟؟ مارو باش؟!! اونا از زلزله ملکوتی و جذبات جلالیه که ارکان وجودشون رو بهم ریخته و اثری از شائبه وجود و هستی مجازی عاریتی در وجودشان نیست و به مقام فنا مطلق رسیده اند اونوقت ما قاذورات گندیده،افکار و امیال پست، دست عقل را بسته و دست هوا را گشاده ایم. نه ما را در عاقبت کارمان فکرتی و نه از سیاست‌های الهیه بر اُمَمِ ماضیه رسیده عبرتی!! تتمه</description>
<pubDate>Mon, 14 Sep 2026 19:12:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>011832</dc:creator>
<guid>011832.blogfa.com/post/2703</guid>
</item>
</channel>
</rss>
