صفر پنج
دختـر هابیل پنجشنبه نهم فروردین ۱۳۹۷ 8:11بیخود نیس که تعداد دوست پسرهای من از تعداد دوست دخترام بیشترند :))
همیشه موهام رو پسرونه میزدم
یادمه دوست نداشتم که تو مدرسه مقنعه سر کنم
دلیلی نمی دیدم که وقتی نامحرمی نیست حجاب سرم باشه
بزرگتر هم شدم این خوره کوتاه بودن مو بدتر شد
و هروقت به آرایشگر میگفتم بابا بزن مسولیتش با من
هی میگفتن بابا پس فردا میخوای ازدواج کنی،طرف چیو ببنده برات
مردها عاشق موی بلند هستند،کوتاه رو دوست ندارند
ولی واقعا برام سوال بود چطور بقیه این حجم از مو رو تحمل میکنند
بخصوص اینا که موهاشون رو دور بر خودشون میریزن که بگن ما مو داریم
یه حس غریبی بهم میگه با قیچی موی همه رو بچین :)
دیروز به مجید میگم میتونی با ماشین موهام رو بزنی
میگه:آره
میارم براش میگم بزن
میگه دیوونه ای برو آرایشگاه بگو بزنه
هی اون ماشین موزر چشمک میزد بهم
بلند شدم رفتم تو حیاط اول با شونه هماهنگ میزدم
اما دیدم میشه دستامو تو موهام کنم و کوتاه کنم
راستش حس خوبی بهم میداد
هی کوتاه وکوتاه و هی خندیدن
گمونم هیچ کس مثه من اینقدر خل مشنگ باشه
اما آدم باید در حال،حالش رو ببره
مجید میبینه و میگه واقعا دیووونه ای اما خوب شده
مهم این بود که خرابکاری نکردم برای بار اول
میشه گفت 20 تومن از خزانه کم نشد و زین پس خودم کوتاهش میکنم
امضا از طرف دختر هابیل اعزامی به صفر پنج کرمان :)))