هنوز یه ماه از پاییز نگدشته که امیرحسین بناش رو گذاشت که مریض بشه.
یه پاکت پر دارو!!
یحتمل انگاری این دکترها با داروخانه ها قرارداد دارند.
یادمه یه همکلاسی داشتیم که به پایتخت چین میگفت:"پُکُن" اون زمانی که به افق خیره شدن مد نبود،من از حرف هاش خیره میشدم.
حالا همین ریقو،قدرتی خدا ساکن ونکوور،منم اینجا !!!
ما که بخیل نیستیم،ونکوور ندیده هم که نیستیم!!
یه بار تو صحبت هاش میگف:اینجا از درد بمیری،تب کنی،به خس خس هم بیفتی
نهایتش دکتر مربوطه میگه:مایعات میل شود واستراحت.اصلا به این راحتی ها دارو نمیدن.
سال قبل من آذر ماه یه سرماخوردگی گرفتم که فی الواقع"روح مرا به مسند پوچی کشانده بود"یعنی اینجوری بگم:کرونا گرفتم انگار نه انگار هیچیم نبود غیر دو هفته غایب بودن حس چشایی.اما این خدای بدن دردی و حال بد بود.
اما بنا رو گذاشته بودم به همون نسخه ی ونکووری،استراحت و نخوردن دارو.
از مجید و مادر اصرار که یه سرماخوردگی واستامینوفن همزمان بخور خوب میشی،من هم از اون باششششه های مسئولین به ملت گفتم و رفتم زیر پتو.
من در دو موقعیت خیلی آدم لجبازی میشم.یکی موقع بیماری و دیگری در بقیه موارد:)))
حالم اونقدر بد شده بود که توان اینو نداشتم بلند بشم نماز تو کمرم بزنم.اما حاضر نبودم دارو بخورم؛گفتم باشه این درد عوض کفاره ی گناه.فقط تا تونستم آب وعسل،چای وآش کدو بانضمام اسپری بینی دست ساز خودم که ترکیب نمک درشت آرو ن وآویشن بود؛استفاده کردم و روز بعد هییییچ اثری از بیماری نبود.
یادمه تایم کرونا ملت تو صف زدن واکسن بودن وخیلی ها مغموم ودل پریش از اینکه سهم ما باید فایزر باشه نه برکت!!
و استوری واکسن زدن هاشون رو تو رودربایستی لایک میکردیم.
خرد مجسم عارفه هم گفت: من فقط فقط آسترانزنکا میزنم،زدن همان و کله پا شدن همان،فی المجلس عاریه در این دنیاست!!
با یکی از بچه ها که تو یه بیمارستان پرطمطراق ایران فعالیت میکنه،صحبت واکسن شد و از فحوای کلامش متوجه شدم که هر واکسن یه پروسه پنج ساله داره
و ممکنه عوارض ناگواری برای یه نفر داشته باشه و برای یکی اصلا.وانگاری اگه اشتباه نکنم گفت:وقتی واکسن ها وارد ایران میشه بدلیل مجهز نبودن سیستم شون اکثرا واکسن ها انگاری فاسد هست.و در روز چندین نفر داریم که یهو بعد زدن واکسن دچار سکته،فلج تدریجی و خونریزی میشن.و خودش هم واکسن نزده بود.
همین مسئله باعث شد من قید واکسن رو بزنم.بماند که خیلی ها ششصد دادن و براشون تو اون کارت نوشتن دو دفعه زدن!!(همه چیز خریدنیه)
مادر مجید می گفت: چرا نمیزنی،تو که نمیزنی مجید هم نمیزنه،من فقط همین پسر رو دارم!!!!
منم گفتم:یه ضرب المثل انگلیسی هست که میگه:این مشکل شماست نه من.
من ابدا نمیزنم،مجید هم مختاره.
و از اونجاییکه ایشون هم میدونست من لجبازم،قبول فرمودند.و چند وقت پیش گفتن:فلان واکسن کلا کان لم یکن شده چهره هاشون دیدنی بود.
نتیجه اینکه:سریع وارد هر صفی نشین؛بعضی صف ها گرون تموم میشه.
هر چیزی که زیادی ازش تعریف میشه بهش شک کن من چندین کتاب دارم که گفتن:واااای شاهکار قرنه بعد که خوندم دیدم طبل تو خالیه
خلاصه مراقب خودتون باشید،اسپری بینی رو قبل وبعد ورود به خونه بزنید؛خیلی خوبه شاهکااااااار قرنه :)))