:)))         :(((

دختـر هابیل سه شنبه هفدهم مهر ۱۴۰۳ 18:14

میگن خنده بر هر درد بی درمان دواست ولی اشتباه به عرض رسوندن، بعضی خنده ها داستان داره، عواقب داره.
یادمه خواهر یکی از بچه ها فوت شد، رفتیم برای تسلی دل داغدار‌ش، بمحض اینکه رفت بگه چی شده یهو زد زیر خنده،
ما رو میگی هاج و واج، یه عده گفتن داغ سنگین بوده، تو توهمه، اما عذرخواهی می‌کرد میگفت:ما خانوادگی استرس بگیریم، میزنیم زیر خنده، تو بگو خنده عصبی
فک کن فلسفه "هر نکته مکانی دارد" رو به گند بکشونی.
گذشت و گذشت تا رسیدیم به بچه خودم، امیرعلی هم جزو اون دسته از آدماست که وقتی داری از دستش منفجر میشی، میزنه زیر خنده، استرس داره میزنه زیر خنده،
کیک تولد رو انداخته بودند، امیرحسین گریه میکرد و می‌گفت من نبودم، امیرعلی می خندید و میگفت:من نبودم
فکر می‌کنید کی مقصر اعلام شد در دادگاه بدوی ما؟!
قهریست اونیکه خندیده
اما دست آخر روز بعد خود امیرحسین، اعتراف کرد کار خودش بوده.
امروز سر استرس خندیده، و جریمه اش نوشتن از کتاب فارسی اونم دوبار بوده.
یه وقتایی خنده، دوا نیست، زهرماره، آموکسی کلاو 625

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان