کیبورد
دختـر هابیل یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ 15:54چند وقت پیش روز ملی کاشان بود،یادمه گاهی که می رفتیم بازار کاشون یا یه دکتر، مادرم میگفت :یه سر بریم ننه بزرگ رو هم ببینیم.
خونه اونا دروازه اصفهان بود، ننه بزرگ زیرزمین بود و دایی طبقه بالا.
تازه من یه بوهایی برده بودم که مجید یه نظری به ما داره و دیگه من رفته بودم تو قیافه.
تو مسیر به مادرم گفتم:فقط میریم خونه ننه بزرگ نه جای دیگه!!
تو زیر زمین زیر کرسی بودیم و ننه در حال آوردن آجیل و تنقلات از تو صندوقچه سحرآمیزش که هیچ وقت خالی نمیشد. زندایی اومد تو راه پله که تشریف بیارید بالا.
مادر گفت:میام یه سر میزنم منم با چشم و ابرو که قرارمون این نبود!!
تو همین حین در خونه باز و بسته شد، ننه گفت:بچم مجید رفت مسجد امام حسین(ع) بعدم میره نون میگیره برای منم میگیره، تازه کامپیوتر خریدن پریشب بهش ور میرفت سرپا کنه.
تو خونه ی ما نوبرونه تکنولوژی وجود نداشت، زمانی که بعد کارنامه خرداد تو خونه دایی و خاله پاداش آتاری و سگا و میکرو بود. خونه ما شد کنن یه آفرین و بعد هم نشستن پشت دار قالی بود!! ما یاد گرفته بودیم در قبال اون چیزی که نداریم نهایت بگیم "گورسیا". و به دارنده بگیم "بسلامتی"
مادر بالا بود و من بهونه های کلم و کدو میآوردم که فعلا زیر کرسی بیشتر حال میده.
که یهو مجید یا علی گویان اومد پایین،عطر بیک مشکی زده بود.
سلام و عرض ادبی رد و بدل شد و گفت:بفرمایید بالا سفره پهن کردیم ننه آقا شما هم بیا.
ننه آماده شده بود و داشت زیر سماور رو کم میکرد. وقتی صاحبخونه میره بالا من پایین چیکار میتونستم بکنم؟!
کامپیوتر تو اتاق بغلی بود،یه کامپیوتر سفید با کیبورد سفید، از کیبورد بیشتر خوشم اومده بود از اون چرق چرق کردنش شبیه قولنج شکستن بود. گفتم:مبارکه بسلامتی. قبل دیدن فکر میکردم کیبورد شبیه حروف الفبا به ترتیب هست اما این هر حرفش یه گوشه ای بود. تو همین حین که تنها بودم یه کاغذ برداشتم و شکل کیبورد رو کشیدم و حروف رو توش نوشتم. تا بعدا حفظ کنم:)
دوباره اومد(چقدر هی میومد!! ) این قسمت برنامه ورد کامپیوتر هست میتونی دیگه نوشتن هات رو اینجوری تایپ کنی میدونست من تو سررسید می نویسم.
امتحان کن
من دستم به کیبورد خورد و دنبال "ب" میگشتم برای بنام خدا:/
که یهو گفت:این قانون کیبورد ه که "کمنت بیسش" رو بلد باشی همه حروف پیدا میشن،
تو دلم گفتم:کمنت بیسش زهرمار، من ده دقیقه هم نیست نشستم امان بده یاد میگیرم!!
اما گفتم:آهان ممنون کمنت بیسش!! :/
از پذیرایی صدا زدن بیاین همه سر سفره!!
مجید کیبورد رو سمت خودش متمایل کرد و فونت رو درشت کرد گفت:مثلا اینجوری و سریع تایپ کرد"دوستت دارم"