جزایر سلیمان

دختـر هابیل پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴ 4:59

تا حالا اسم جزایر سلیمان رو شنیدی؟!

مجید:آره

میدونی کجاست؟!

نه

یک کشور جزیره‌ای تو اقیانوس آرامِ که از صدها جزیره کوچک و بزرگ تشکیل شده،نزدیک گینه نو

اولین بار تو قرن 16یه عده کاوشگر اسپانیایی وارد این منطقه میشن و کلی طلا هم به جیب میزنن،معتقدند این جزایر همون جایی که در داستان‌های کتاب مقدس، ثروت‌های حضرت سلیمان از اونجا میومده.

حالا کار به این قسمت تاریخ و جغرافیاش ندارم تو فیلم ستاره های روی زمین یه جا امیرخان میگه: مردم بومی این منطقه وقتی میخوان یه قسمت از منطقه رو برای کشاورزی انتخاب کنند و زمین رو پاکسازی کنند، درختای جنگل رو قطع نمیکنند. فقط دور هم جمع میشن و اون درخت ها رو نفرین میکنند، به باد فحش و ناسزا،و بعد از چند روز می بینند خود درخت خشک شده از درون تهی، صفر مطلق و اون درخت مرده...

اینقدر این زبان انرژی داره؟!

دقیقا جادوی کلام ممکنه تو رو به عرش برسونه یا به فرش

بیخود نبود که وقتی به امام سجاد علیه السلام گفتن کجا بیشتر از همه چیز و همه جا بهتون سخت گذشت، فرمودند:الشام الشام الشام

بابت اون همه زخم زبان و طعنه ها و تحقیرها....

این دهان شبیه آهن رباست هر کلام یه انرژی به زندگیت وارد میکنه حالا میخواد غم و ترس و فقر باشه یا عشق و ثروت و سلامتی این دیگه دست خودته.

خلاصه زبان میتونه دنیا و آخرتت رو یا ویران کنه یا آباد.

فی المجلس خانه ات آباد:)

فقدان

دختـر هابیل چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ 12:39

29بهمن سال 95
جمعه بود
شب قبلش من و کریم و مجید رفته بودیم تهران نمایشگاه اتوموبیل

وقتی اومدم خونه مادر که امیرعلی رو ببرمش
گفتم:بابا کو؟
گفت:اون اتاق خوابیده منتظر بود برسید وقتی فهمید تو راه کاشون هستید خیالش راحت شد گرفت خوابید.
گوشه در باز بود خواستم برم نگاهش کنم گفتم ممکنه در صدا بده بیدار بشه فردا ظهر که میایم برای نهار می بینمش و آروم خداحافظی کردم و رفتم.
و من این حسرت همیشه همراهمه که آخرین بار بیهوش بی رمق بی نفس روی تخت بیمارستان دیدمش.
و میگم کاش بیدارش میکردم کاش اون در لعنتی صدا می‌کرد.
بابا جات خالیه...

بذار بیفته

دختـر هابیل سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۴ 23:54

اگه قراره یه پیاله از ابچکون بخوره زمین

بذار بخوره بذار بشکنه پتروس نشو،مادر ترزا ایضا

وگرنه یهو کمونه میکنه بین دو انگشت دست و خیلی مجلسی

قاچ میخوره و پنج تا بخیه میخوره

الان من یه دختر چپ ست بخیه خورده هستم :/

*من قاچ بین دو انگشت ندیده بودم چقده عمیق بود چقده وحشتناک:)

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان