به وقت یخ سرخ کردن مسئولین

دختـر هابیل سه شنبه یازدهم دی ۱۴۰۳ 14:6

بعد ورزش گفتم یه دوش بگیرم سه دقیقه بعد لامپ خاموش شد

این یعنی ادیسون رفت به خواب

بعد آب سرد شد بعد یادم اومد که همزاد و رفیق گرمابه و گلستان حمام، پکیج هست.

سر پر کف، آب ییییییخ، وضعیت گهربار!!!

من کانادا نرفتم بخاطر سرماش الان سگ لرز میزنم بخاطر برقاش

سریع میام بیرون حتی جرات گربه شور رو ندارم از بس یخه

سشوار رو روشن میکنم روشن نمیشه تعجب می‌کنم خراب نبود

بعد هاااااان میگم چون یادم میاد که یادم رفته برق نیست

بعد به خودم میگم تو چطور تا ارشد دولتی خوندی با این خرد مجسمت!!

خلاصه یخیدیم و یخیدیم کاش که نمی یخیدیم.

ربط نوشت :یه بابایی رو میشناسم هربار رفت دوکلوم حرف بزنه زرتی گفت:من برم دوش بگیرم

انگار ما رو میبینه یاد دوش میفته

یحتمل تو زندگی قبلییا اردک بوده یا تو هندوستان بوده سرویس بهداشتی ندیده

حالا رسیده به اصل جنس ول‌کن ماجرا نیس:)

نتیجه اخلاقی :حتی اگه قرار دوش بگیرید ادب حکم میکنه وسط مکالمه نگین میرم، بگین فعلا

اما فعلا رو فعلت ننویسید:/

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان