اَمــن
دختـر هابیل یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۴ 16:33تو این کتابی که دستمه شدم عین ابر بهاری
یا میخندم چند صفحه بعد اشک
تکلیفم با خودم معلوم نیست یه جا کتاب پسر میگه:چه خبر و اون دختر میگه سلامتی و این اولین مکالمه شون بوده.
من یه خنده نمکی کردم یاد این جمله افتادم که گفت: "وقتی کسی شما را دوست دارد، اسم تان را به شکل متفاوتی صدا می زند، طوریکه می دانید جای اسم تان در دهان او امن است."
و این یعنی از این به بعد تُ دوم شخص مفرد قلب منی:))