به وقت بی وقتی

دختـر هابیل شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۳ 13:15

دوست داشتم الان روبه روم یه تابلو کالیگرافی بود و یه قهوه دم دستم

جرعه جرعه میخوردم و به شعر تابلو فکر میکردم

اما عجالتا یه خر سبزی روبه رومه، آش کدو برای بچه سرماخورده بار گذاشتم و کلی کار مونده

بزرگسالی نوشت:چهار روزه میخوام برم بیابون جیغ بزنم، گریه کنم اما وقت نمی کنم:)

وقت نمی کنم:/

وقت نمی کنم:|

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان