دوست پسر1

دختـر هابیل جمعه سیزدهم مهر ۱۴۰۳ 0:15

چند روز پیش یه پیام اومد که روز جهانی دوست پسر نزدیکه، چی خریدی براش؟!
قطع به یقین اگه برای مادرم این پیام رفته بود، میگفت"دسته خر"
اما من نگاهی به تقویم کردم، راست میگفت:12مهر روز جهانی دوست پسر.
داشتم به دوست پسرهام در طول این سال‌ها فکر میکردم.
اولین دوست پسرم که خیلی با هم رفیق بودیم و تو بازی ها نقش همسر گرام رو بازی میکرد. محمد پسرعموم بود.
یادمه خونه عمو یه درخت انجیر داشت که بغلش یه کندو زنبور قرمز هم بود از اون زنبورهای خرکی، شیطنت بچگی کار دستمون داد و زدیم لونه شون رو منهدم کردیم اما گرفتار انتقام سخت شون شدیم و من از جبهه دشمن مورد حمله پدافند هوایی قرار گرفتم.
محمد برگ های درخت انجیر رو می کند و شیره اش رو به دست متورم من میذاشت.
حتی یادمه در یکی از بازی هامون، مریم گفت:من ومحمد با همیم، تو دیگه نه، که بنده نسبت به این تعدی آشکار، برخورد قاطع داشتم.
اون زمان مجید رو هم دوست داشتم چون شبیه قصه های مجید بود و مهم تر اینکه یه دوچرخه قرمز جیگری داشت که
بر دوست داشتنش می افزود.
اما چون خونشون کاشون بود عقل سلیم میگفت:آدم نقد رو ول نمیکنه نسیه رو بچسبه.!!
جمعه به جمعه می دیدمش.
اما محمد رو هر روز:)

*تا رسیدیم به دوران نوجوانی و دوست پسر بعدی:))

ربط نوشت:فی المجلس محمد و خانمش تو پیج هستند، سلام بنده را پذیرا باشید و مراتب امتنان و سپاس قلبی خود را بابت همراهی در پیج اعلام میدارم در کنار هم خوش و خرم باشید و مانا.

این داستان ادامه دارد

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان