زینب زیادی
دختـر هابیل سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ 23:34زنگ میزدن سراغ و احوال بگیرن، بچه حالش بهتره؟!
بیچاره چه دردی میکشه، خدا کمکش کنه
مجید هم خسته شده، همش تو راه و نیمه راه باید باشه!!
میخوای من بیام، مجید بره استراحت کنه، خسته شده تو یه قفس با یه بچه
[من منتظرم یه نیم خط برای منم بگه]
دوباره بچه چی میخوره؟ همه جون و قوه اش رو از دست داد، مجید هم بگو خوب غذا بخوره، مراقب هم باشید کرونا نگیرید.
منم که کلا زینب زیادی!!
حالا اینم زینب زیادی کی هست، تاریخ میگه:
"ناصرالدين شاه يكي از افراد مطلع و زيرک را با عنوان و سمت معين البكاء مأمور كرد كه در تكيه دولت بساط تعزيه خوانی راه بيندازد و اين اپرای تراژيك را با جلال و شكوه هر چه تمامتر در دهه اول ماه محرم نمايش دهد.
يكي از تعزيه ها به نام تعزيه بازار شام بود كه در تكيه دولت تهران با تشريفات مفصل برگزار مي شد.
اين تعزيه در واقع نمايش ورود خاندان رسالت به دمشق و مجلس يزيد بود كه اهل بيت سوار بر شترها بايد وارد تكيه شوند و از مقابل بارگاه يزيد كه جبه اطلس سرخ فام پولک دوزی شده بر تن و عمامه سرخ زربفت بر سر داشت عبور كنند."
یک زینبی هم بود که خیلی علاقه داشته، تعزیه رو ببینه ولی با مخالفت خانواده روبه رو میشه.
و از راهروی پشت تکیه وارد میشه تا کسی اونو نبینه، همه یا سوار بر اسب یا سوار بر شتر جلو میرفتند و جلوی غرفه شاه خودشون رو معرفی میکردند،
تا اینکه نوبت به زینب رسید.
و خودش رو به ریتم نوحه های تعزیه معرفی کرد
من زینب زیادی ام
عروس ملا هادیم
اومدم پول بسونم
چادرو چاقچور بسونم
سلطان صاحبقران از شجاعت و شهامت زن خوشش میاد[اگه طرف بیکس و کار بود بلاشک عقدش میکرد]
و دستور داد یک توپ چادر و چاقچور و مقداری پول بهش بدهند.
و اینگونه شد که زینب زیادی نقل محافل شد.
زینب های زیادی رو تگ کنید:)