جوجه اردک زشت
دختـر هابیل سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵ 21:3صدی به نود خانواده ما بور و زاغ و سفید هستند
انگاری جد 51ما از خود روسیه تزاری رحل طیران کرده
تا اینجاش هیچ مشکلی نیست
امّـــا داستان از جایی شروع میشه که من و کنار مادرم می بینند و بدون یه حدس درست میگن:عروسته؟!
عروسته و مرض :/
درسته من جوجه اردک زشت هستم اما چرا به این بصیرت نمیرسند که خدا اتفاقا سر من نمک پاش از دستش افتاده و من شدم گوله ی نمک:)))
*خانواده نوشت:تو نباشی تو جمع، اصلا هیچی مزه نداره:)
** زین پس من دیدید بصیرت داشته باشید :/
***بچه که بودم همش فکر میکردم بچه این خونه نیستم و بابام کارگردانه:))) حالا چرا کارگردان نمیدونم
****راستی چرا فرزاد جمشیدی مرد اکه هی:|