خانم خونه
دختـر هابیل پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۱ 22:21
امروز سوم نوامبر در تقویم خارجکی ها مصادف است با روز زنان خانه دار
امیرحسین چند روزی هست مریض شده
پشت بندش امیرعلی
بعد از گرد و خاکی که خدا راه انداخت هم من مریض شدم
یحتمل فردا صدای مجید هم دربیاد.
نصف شب با وجود گلو درد و بدن درد، مراقب امیرحسین بودم که بابت تک سرفه ها نمی تونست بخوابه
امیرعلی تب کرده بود نوبت داروش بود
ساعت چهار نوبت داروی دیگشون.
صبح براشون سوپ درست کردم.
دلم میخواست خیلی بخوابم اما باید برای مجید غذا درست میکردم
دوباره خونه بهم ریخته بودند
خونه رو جارو زدم پارکینگ خاکی رو شستم
مجید زنگ زد سفره رو بنداز که گشنمممممه
دوباره شستن ظرف ها و جمع جور
من از ساعت 5صبح نخوابیدم!!!
دوباره سوپ به بچه ها
مجید و بچه ها خسته تر از من بودن!!
خوابیدن
خونه دوباره جنگل شده
ساعت یازده شب جارو برقی روشن کردم
اتاق ها رو تمیز کردم
زباله ها رو تفکیک کردم
سوپ جو رو خیسوندم برای سوپ فردا
ماشین لباسشویی رو روشن کردم
تا کارها تموم بشه لباس ها هم شسته شده.
لباس ها رو پهن میکنم.
مسواک تو دهن، کتاب پریدخت در اون یکی دست.
خوابم میاد حسابی،ساعت نزدیک یک شده
دیگه حال نوشتن ندارم
زندگی ادامه داره...