:رها

دختـر هابیل جمعه نهم شهریور ۱۴۰۳ 17:39

زمانی که با مجید دوست بودم اسمش رو تو گوشی رمزی نوشته بودم دو نقطه رها

جالبیه این قضیه هم این بود که همممممه ی ملت می‌دونستن این دو نقطه رها، مجییییییده:/

کمی تا قسمتی کلافه ام، خسته، بی رمق و در حال انفجار

یک سونامی عمیق در وجودم در حال فاجعه ست

میگم میخوام برم یه جایی رها باشم رهای رها

امیرحسین چمدون آورده و هرچی لباس تو کشوش بوده ریخته توش

میگه:فقط خوراکی نخریدیم سر راه می‌خریم من اماده ام، بریم!!!!

نتیجه اخلاقی :باید زین پس تو دلم بگم هر حرفی رو

**باید گاهی دنیا رو از نگاه بچه ها دید!!!

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان