نجیب بودن سیری چند؟
دختـر هابیل دوشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۵ 13:54تو زندگی نجیب نباشید باید گرگ بود.
امیرحسین جزو اون دسته آدمایی هست که دهنت سرویس میکنه تا به خواسته اش برسه و یه جمله طلایی داره"انگده میگم تا برام بخرید"
نتیجه:به مقصود میرسه
حالا امیرعلی با شنیدن کلمه نه نمیشه و با گفتن:اکی
قضیه مختومه اعلام میشه.
حالا این وسط کی برده؟ اونیکه نانجیب
یا ایها الذین آمنوا مگه تو اسبی که نجیب باشی؟
نجیب بودن سیری چند؟!!
موسسه که بودم یه قسمت بود برای عروس و داماد هایی که بضاعت کافی رو نداشتن و چند قلم جهیزیه بهشون داده میشد.
یه عده کلی کپی سند ازدواج و این اباطیل انضمام شده بهش رو میاوردن و میگفتن کی بهمون میدین
و آقای اسلامی و آقای فرزین میگفتن:زنگتون خوایَم زد!!
آیا زنگ میزدن؟!
قهریست که نه
اینقدر خود موسسه خر رنگ کرده داشت که به زنگ و وازنگ نمیرسید.
ولی یه عده بودند هی زنگ میزدند یه روز درمیون میومدن موسسه و یه کلافگی حال بهم زنی به مسولین ذی ربط القا میکردند و برای تمام شدن این کلافگی، کالای مد نظر داده میشد و تمام.
حالا این وسط کی برده اونیکه منتظر تماس یا اونیکه خودش هی هی هی تماس گرفته!؟
خلاصه برای رسیدن به مقصود لطفا نجیب نباشید
تا می توانید لجام گسیخته باشید.
مکتب نانجیبیسم:برای رسیدن به خواسته هاتون مُصر باشید.
*زنگت خوام زد رو یک فحش مدرن در نظر بگیرید.