سرباز وظیفه
دختـر هابیل سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶ 5:44
روزی که گذشت بغایت خسته کننده بود
خشک کردن برگه قیصی
گرفتن آبغوره با اون همه دنگ و فنگش،
خواهشا علم که پیشرفت کرده کاری کنه آدم وقتی آبغوره میگیره دستاش نخاره
سر و کله زدن با امیر
مرتب کردن کتاب ها
و کلی کار دیگه که یاد مادرم میفتم
گاهی میگه از خستگی میخوام گریه کنم.
عاقا لطفا اون دستمال رو بدید به من :(