سرباز وظیفه

دختـر هابیل سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶ 5:44
روزی که گذشت بغایت خسته کننده بود

خشک کردن برگه قیصی

گرفتن آبغوره با اون همه دنگ و فنگش،

خواهشا علم که پیشرفت کرده کاری کنه آدم وقتی آبغوره میگیره دستاش نخاره

سر و کله زدن با امیر

مرتب کردن کتاب ها

و کلی کار دیگه که یاد مادرم میفتم

گاهی میگه از خستگی میخوام گریه کنم.

عاقا لطفا اون دستمال رو بدید به من :(

 

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان