سرخ پوست
دختـر هابیل پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ 15:51
کتابی میخونم با عنوان«خاطرات صد در صد واقعی
یک سرخپوست پاره وقت»
(بلی همچین اسم بلندبالایی)
یجا میگه تو یه روز ده تا از دندون هام رو کشیدم
یادمه یه بار که قرار بود یکی دندونم رو بکشه و کنده نمیشد قسم به شازده هاشم میدادم(هنوز شازده قاسم رو بورس نبود)که دخلش رو بیاره چون داشتم بی فک میشدم
الان که گفت ده تا موی در بدنم قائم بالذات گشت همی:|