سی نما
دختـر هابیل پنجشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۳ 14:7آخرین باری که رفتیم سینما ملک سلیمان دیدیم
کی؟!
من و مادر و خاله و بچه هاش
رفته بودیم بازار کاشون، مادرم سرکوش رو بده برای تعمیر، خاله برای موتور شوهرش خورجین بگیره، مادر برای خونه یه جارو که چوپ چیلک هاش قرص و محکم باشه دست آخر هم اون بستنی فروش معروف تو بازار یه بستنی زدیم تو رگ و راهی شدیم سمت سینما
الان میگم میخوام برم سینما تنهای تنها
بی خورجین و بی جارو
میخوام قلب رقه رو ببینم
بچه ها میگن باید پفیلا بگیریم و تگزاس سه رو ببینیم
نتیجه اخلاقی :منتظر نمایش خانگی میمانم!!!