رفیق ناباب

دختـر هابیل چهارشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۳ 15:4

خانم دکی شیفت شب بود، بچه ها اومدن اینجا

علی خواهرزاده گرام کلاس اولی استرس درس و مشق داره

هی میگفت:یه املا بهم بگو، اینم تموم شه یه مشق دیگه دارم

امیرعلی دستگاه بازی رو روشن میکنه در حالیکه هیییچ مشقی خودش ننوشته و بهش میگه :خیلی خودت رو درگیر درس و مشق نکن:/

مرید به حرف مراد و شیخ گوش کرده و با هم ایکس باکس بازی کردند.

نتیجه اخلاقی :آدم یه رفیق میخواد که گاهی دلخوشی الکی بهت بده:))

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان