00:95

دختـر هابیل شنبه دوم بهمن ۱۳۹۵ 11:58
بچه ی مهمون اسب امیرعلی رو برداشته،بچه ی ما هم خدای جود و کرم یه بند ضجه میزنه بده

مادر بچه: آقای من،نفس من،همه ی هستی من،امکانش هس اسبشو بدی؟

تو دوره ی ما صحبت از امکانش هس نبود،همون اول کار یکی میخوابوندن زیر گوشِت،حساب کار دستت بیاد

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان