شاخ نبات شما
دختـر هابیل دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ 16:47دوره کارشناسی یه هم اتاقی داشتم به نام الهام براتی از نجف آباد
یه دیوان حافظ داشت و هر شب تفال میزد و خیلی روان میخوند
ازش پرسیدم چجوری اینقدر راحت میخونی
گفت:مادرم دوره راهنمایی برام این دیوان رو خریده و هر شب خوندم
دوره راهنمایی که ما کفتر کاکل بسر میخوندیم اون سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد میخوند.
اوووف بر ما.
تا اینکه روز تولدم برام بچه های خوابگاه یه دیوان حافظ گرفتند و هنوز دارمش و من هم شروع کردم به هرشب خوندن و تفال زدن.
امروز روز حافظ بود و من هرسال یاد اون دیوان کوچولو تو دست الهام براتی دانشجوی ترم اول ریاضی محض دانشگاه اراک میفتم.
میخوام بگم همه آدمایی که تو زندگیت قرار میگیرند قراره یه درس به تو بدن یا ازشون یاد بگیری یا ببینی و دیگه انجام ندی.
خدا کنه آدم های درست حسابی تو مسیرمون باشه.
نمیدونم بعدا بقیه منو با چه خاطره ای یادشون خواهند آورد اما امیدوارم اتفاقات خوب باشه:)
تفال زدم با وساطت شاخ نبات
"عزیز مصر به رغم برادران غیور ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید"
:*))