دور گردون
دختـر هابیل یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ 12:31کنکور ارشد که میخواستم بدم، تمام همّ و غمّم رو گذاشته بودم که حتما دولتی روزانه باشه.
تو همین هیر و ویر اس ام اس بازی های من و مجید شروع شده بود.
مادرم میگفت:دختر درس بخون آخرش این گوشی کار دستت میده،اصن چی میگین بِهَم؟؟
منم میگفتم:چیکار میکنم پس؟ دارم در راستای کنکور و دروس مربوطه با مجید مبادلات علمی فرهنگی صورت میدم ارواح عمه ام:/
نتیجه چی شد؟! آیا اس ام اس بازی کار دستم داد؟
با مجید ازدواج کردم و ارشد روزانه اصفهان قبول شدم.
زمان چرخید و حالا گوشی افتاده دست مادرم
مع البت اس ام اس بازی نمیکنه ولی بعد از اینکه تمام خبرهای تلویزیون رو دید و شنید،حالا سر صبر گوشی به دست اخبار جنگ و طاعون و ترامپ تهدید بمب اتم و این خزعبلات رو می بینه.
دست آخر هم میگه؟! از ترامپ چه خبر؟! خبر تازه ای نداری؟!
مادر من، تو خود کاخ سفید هم نمیدونن ترامپ با خودش چند چنده؟! من بدونم؟!
بعد دوباره گفت:این هی میگه میخوام کارشون رو تموم کنم، نکنه میخواد بمب اتم بزنه؟!
منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم:احتمالا بوش که میاد!!
و بعد هم مادر، ترامپ رو به بزک فحش گرفت.
آیا گوشی کار دستش داد؟
قهریست که بعله!
از دوشنبه که یهو بعد از ظهر گوشیش زنگ میخوره و از خواب می پره، (یحتمل فکر کرده بمب اتم زدن) سرگیجه شدید شروع میشه و فشار 18
سه چهار روز بستری شدن انواع اکو، سی تی اسکن و ام آر آی
و دیشب هم متخصص گوش و بینی و تمرین برای حرکات گوش تا اون مایع به جای اول خودش برگرده.
نتیجه اخلاقی :گوشی رو از دست بزرگترها بگیرید و اینستاگرامشون رو حذف کنید.
*به بزرگتر ها دروغ بگویید تحمل حقیقت را ندارند.
**یهو بلند نشین،یهو سرتون رو بالا نکنید مایع گوش شوخی و
جدی سرش نمیشه ، لطمات گردانی برایتان به همراه میآورد.
****من نکن من تو آستینته یا پشت دره خلاصه مادر این گوشی آخرش کار دست من داد یا تو:))