یک عاشقانه خیلی آرام
دختـر هابیل سه شنبه یکم خرداد ۱۳۹۷ 17:32
دیروز تو قفسه کتاب هام یک کتاب دیدم که حدود یک سال پیش از کتابخونه هلال امانت گرفته بودم
و یادم رفته بهش بدم و موندم چجوری به اون متصدی پیر پسر بداخلاق بدم :)
منو خواهد کشت :/
چجوری ازش کتاب شوهر آهو خانم وهمسایه ها رو بگیرم :)
کتاب یک عاشقانه آرام بود از نادر ابراهیمی دلم به خوندنش نمیرفت؛دست گرفتم 50صفح هاش رو خوندم
وای که چه شاعرانه نوشته وااای که چقدر بدم میاد از جملات شاعرانه واااای
به نظر من کتاب باید پر از طعنه و کنایه باشه چاشنی طنز داشته باشه حالا دوتا فحش هم بود مانعی نداره :)
فحشی آبداری که گیله مرد یک عاشقانه ی آرام میده در همین حده«مغول ها...مغول ها...» :|
خلاصه که من دوسش نداشتم.