دختر هابیل

دختـر هابیل پنجشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۷ 19:26
دختر هابیل هفت ساله شد. وقتی آذرماه نود شروع کردم به نوشتن تو فضای مجازی،اونم بلاگفا؛

هیچ وقت فکرش رو نمیکردم وابسته به این فضا بشم

نوشتن برای من طعم یه نسکافه رو داره اونم تو عصر پاییزی طعم انار دونه کرده ی مادر رو داره

نوشتن یعنی حس دوست داشتنی که هیچ وقت تمومی نداره

جایی میخوندم که می گفت:‌نوشتن یک نوع عبادت است

و اشتیاق خلق کردن یک اثر،هدیه ای از جانب خداوند

اینکه خداوند توان نوشتن رو بهم داده میلیون ها بار شکر.

با نوشتن می تونی یکی رو بخندونی و برای چند دقیقه بیخیال دنیاش کنی.

می تونی بهش تلنگر بزنی،اشکش رو دربیاری.

نوشتن برای من آرامش محضه،توصیه میکنم حتما تجربه اش کنید.

نوشته هام رو برای مادرم میخونم گاهی باهاش اشک میریزه،و گاهی از شدت خنده اشکاش درمیاد و میگه خال نزنی.

ممنونم بابت تمام حمایت هاش.

تو این مدت تعداد دوست هام بسیار زیاد شده مع البت دوست پسرهام بیشتر(مجید اینجاش،رو نخون)

دوستانی که منتظر چاپ کتابم هستند‌(چه خوش خیال)

دوستانی که میگن:‌شارژ میشن با پست هام سعی کردم علاوه بر خنده روی لب های دوستان،یه تلنگری هم بزنم،از مسائل اجتماعی،سیاسی و کمک به مستمندان بگم.

از کتاب ها و فیلم های درجه یک بگم و در کنار هم یه بده بستون فرهنگی داشته باشیم.

دقت کردین گوینده ها و دوبلورها میگن مدیون رادیو هستند،یا بازیگرها میگن مدیون صحنه تئاتر هستند،من دختر هابیل هم باید بگم مدیون وبلاگ نویسی و حمایت همه شما دوستان هستم،دوستتون دارم.

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان