بغض
دختـر هابیل شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۹ 22:20امروز گریه کردم
مثل ابر بهار نه
مثل چهارفصل سال
مثل یه درمانده
دندون درد اونقدر امانم رو بریده بود که هیچ مسکنی افاقه نمیکرد.
تنها چاره، خوردن آب یخ بود، برای چند دقیقه ساکتش میکرد و دوباره درد، درد، درد...
اگه اون دنیا، این دندون بخواد خبطی کنه و حرفی علیه من بزنه
همونجا، الساعه دهنش رو کاگل میگیرم.
امروز عصب کشی کردم.
+طرف جوری میگه:دکتر من عصب کُشی کرده، انگار دندون ما رو فقط جانباز کرده