مخاطب خاص

دختـر هابیل سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۹ 0:52

وقتی حال امیر رو به وخامت رفت، همه دست به دعا شدیم

بابای مجید نذر کرد چند روز تو حرم
سلطانعلی امام محمدباقر(ع) مشهد اردهال کارکنه،بچه رو فروخت به آقا.

مادرم هفتاد حمد خوند،کلی صلوات فرستاد
.
خاله ام نماز به نیت مسلم بن عقیل و فرزندانش خوند. 

مامان مجید:ختم سوره مؤمنون گرفتند. 

خودم:نذر کردم خوب بشه کل قرآن رو ختم بکنم، دعا مجیر خوندم، ذکر یا مجیب گفتم. 
متوسل به ائمه اطهار شدم. به حضرت علی اصغر به خانم حضرت رقیه. 
دوستان یس خوندن، صلوات فرستادن، امن یجیب گفتند. 

چشای امیر به هیچ وجه باز نمیشد از بس عفونت داشت، رزیدنت احسان محمدی یزدی گفت:پاهاش رو نگهدار من به کمک همکارم قطره رو باید بریزیم تو چشماش، وضعیت چشاش خطرناکه. 
بچه رو خوابوندم و اونا با فشار پلک رو باز کردن، پای پلک پاره و خون شد و قطره ریخته شد، خیلی دلم شکست بابت زجری که ک‌شید و پوستی که کنده شد.
قرآن باز کردم 

وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ
و چرا به خدا توکل نکنیم؟ مگر نه اینکه او به راه‌های خوشبختی راهنمایی‌مان کرده است؟! البته در برابر اذیت شما صبر می‌کنیم. اهل توکل باید فقط به خدا توکل کنند.‘ 

پروسه بیماری و روند درمان یه طرف قضیه ست و توسل و توکل بعد معنوی این قضیه.  اینکه یکی هست که هواتو داره، بهت انرژی و امید میبخشه‌‌؛ 
بقول ننه بزرگ خدابیامرزم،خوش بحال ما که امام زمان داریم، خدا رو داریم. تنها نیستیم. 

داشتم فکر میکردم یه آتئیست موقع گرفتاری، موقع بی پناهی به کی رو میزنه؟! 
 

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان