آمریکای چیزخوار
دختـر هابیل جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۹ 10:42مادرم زنگ زده میگه:فلانی اومد در خونه تیکه چادری برای فروش آورده بود، 250 هزار تومن.
گفتم:نمیخوام
*تازگیا کریم برات از دوبی چادر نیاورد؟!
نه مادر جان، اون چادر مشکی بود، این رنگیه!!!
*چادر رنگی 250 هزااااار تومن، چه خبره؟!
آرررره مادر جون، گذشت اون زمون، الان چادر مشکی خوب خوبش، کمتر از یک میلیون نیست!!!
دوره ما،مادرها یه ده دست چادر رنگی و مشکی رو جهیزیه میدادن که موقعی مهمون میاد همون دم در بهشون بدن و چادر مشکی هاشون رو دربیارن.
داشتم به پارچه های چادری نجف فکر میکردم که اینقدر سوغات خریدم و همه رو شوهرش دادم، نکردم برای خودمم بخرم،اووف بر من.
در این مواقع، مادر داغ دلش تازه میشه و گریزی به جهیزیه خریدن برای عارفه میرسه مثل هر روز.
امروز رفتم یه سرویس قاشق چنگال سراغ گرفتم نگاهش میکردی حالت بهم میخورد، بگو چند؟ سه میلیون و نیم تازه امروز سه ونیم فردا همون آشغال سه و هفتصد خواد شد.
اصن میشه چیزی خرید، قدر چیزاتو داشته باش الان اون سرویس هخامنشی تو معلوم نیست چند شده.
حالا میگن جو بایدن بیاد، یخورده چیزی ارزون خواد شد[ایشون به سیاست داخلی و خارجی و اخبار علاقه وافری دارند]
ولی ترامپ نیست چند سال مجری بوده سخنور خوبی هست، اون بیاد واویلا خواد شد.
چه وضعی برای ملت درست کردن بحضرت عباس، تخم مرغ خریدم کیلو بیست تومن، دیگه مگه میشه تخم مرغ شکست؟!
*یعنی مملکتی که دلش آشوبه تا آبان تا ببینه کدوم نامزد آمریکایی میشه رئیس جمهور باید بحالش گریست.یه کشور دیگه خبریه، ترکشش از اون فاصله چند فرسخی به ما میخوره.