ترامپ،بایدن
دختـر هابیل چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۹ 23:17خیلی هامون امید به جوبایدن دموکرات بستیم
یه پا پنسیلوانیایی شدیم
تا شاید اقتصاد خواب مونده ی ما رو تکون بده.
تا شاید تحریم ها تموم بشه، جنگ نشه، دوباره دل آشوبه نداشته باشیم برای گرونی و افزایش دلار
چرا که ترامپ بدون روتوش، برامون گرون تموم شد.
تو یه موسسه خیریه کار میکردم که دک و پز زیادی داشت و اسم و رسم در ایران و جهان ایضا
تو یکی از روزها که مدیر رفته بود و من در حال فکس کردن بودم، خانمی وارد شد و میخواست ما هزینه نسخه اش که حدود ده هزار تومن یا دوازده هزار تومان بود رو بدیم.
من گفتم:حاجی نیست و فردا بیا تا پرونده ات رو هم ببینه
تو همین حین، پسر صاحب منصب موسسه از تهران اومده بود، دوستان بهش مهندس سعید میگفتند
شروع به خوش و بش کردن با اون خانم شد و اینکه مشکل تون چیه و این صحبت ها.
من و همکارم هم داشتیم این فرآیند تکریم ارباب رجوع رو می دیدیم و چشم های امیدوار اون خانم هم دیدنی بود.
سفره دل باز کرده بود چون گمان داشت شنونده ای هست...
که مهندس فرمودند:لطفا یک برنامه وام برای نسخه های دارویی اتخاذ کنید افرادی مثل این مادر محترم بتونند هزینه درمانشون رو بپردازند.
من و همکار گرام یه نگاهی بهم انداختیم و پی به تکریم ارباب رجوع بردیم.اخه ده هزار تومن چیه که آدم بابتش وام بگیره و بره تو صف وام گیری؟!
نگاه مأیوسانه اون خانم باز هم دیدنی بود.
انگار هیچکس نشنید که او چه گفت!!
وقتی مهندس رفتند، بهشون گفتم فردا ساعت ده بیا، خود حاجی ان شاء الله کارت رو راه بندازه.
اینو میدونم نباید دلخوش نه به اینوری بود نه اونوری، امیدمون باید به خدا باشه چرا که روزی رسون اون بالاییه.
اما گاهی آدمی دلش کمی دلخوشی میخواهد. کمی حال خوش
*وعده داده شده:قراره اگه حاجی بایدن بیاد روی کار، یه پیتزا سبزیجات بزنیم به رگ