بچه
دختـر هابیل شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ 13:9مجید:برای ثبت نام مدرسه امیر زنگ زدی؟
من:کجا باید زنگ بزنم؟ مگه خودشون زنگ نمیزنن؟!
مجید:بشین تا زنگ بزنن، اینجا ایرانه ها با کجا اشتباه گرفتی.
راست میگیا، یعنی من اگه خودم بچه رو برای واکسن زدن نبرم، یه بار این درمانگاه مادر، زنگ نمیزنه خانم نوبت چکاپ ماهانه است، مع البت شنیدم درمانگاه فاطمیه به نظم تره.
مجید بچه رو کدوم مدرسه بفرستیم بهتره؟!
والا نمیدونم
روحیه امیرعلی خیلی حساسه، هرجا نمیشه فرستادش ، دیروز امیرحسین، شمعدونی دم باغچه رو از ته کنده،امیرعلی به گلی که تو دستشه و میخواد سر جاش برگردونه میگه، والا شرمنده، داداشم سرش نمیشه، ببخشیدش.
واسه همین استرس دارم کدوم مدرسه بره؟ کادر اون مدرسه چه سبک و سیاقی داره
دوستم تعریف میکرد، رفته دندون پزشکی یه خانم کنارش بود که گفته:همین یه بچه رو داری، متوجه بار شیشه ی تو شکمش نبوده.
اون خانم با ترس و لرز آروم به دوستم گفته:خودتون رو برای بچه نکشید، صفت ندارن
از تو آسانسور تا دم مطب دکتر، دخترم با ته کیفش هی تو کمرم میزنه که کاش مرده بودی کاش نبودی که من نخوام هی برای دوا و درمونت پول بدم، مگه پول علف خرسه، حالا هم هولم داد میرفتم زمین بخورم، کاش مرده بودم و زیر منتش نمیرفتم.
جوونی و زندگی ام رو به پاش ریختم از خیلی از خواسته هام زدم، که حالا جلو روم وایسه و این حرفا رو بشنوم.
از من میشنوی خودتو واسش نکش.
من موندم بعضی آدما چجوری اینقدر سنگدل میشن؟
مجید:البته باید دید، والدین هم چه نوع رفتاری رو با بچه داشتن در کودکی
هر چی باشه، نباید یه بچه، آرزوی مرگ پدر و مادرش رو بکنه. خیلی ناراحت شدم اینو شنیدم.
حالا مجید من باید کجا زنگ بزنم، کدوم مدرسه بفرستمش، کی واکسن رو بزنیم، لوازم التحریر نداره، لباس فرم هم میخواد، آتلیه هم بره یادگاری، گریه نکنه مدرسه، بچه ها اذیتش نکنن
نتیجه:یه مادر تو هر شرایطی هم باشه هیچ وقت نمی تونه قید بچه اش رو بزنه.
#دیالوگ_های_سحرگاهی