سمت خدا

دختـر هابیل سه شنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۵ 0:31

[نمای داخلی، اتاق خواب، شب]

مجید :امیر حسین با تعجب جمله بساز.
امیرحسین :من از تعجب شاخ درآوردم
من:تا حالا به یه آرزو فکر کردین که بگین اصلا محاله رسیدن بهش
مجید :سفر به کره ماه
[خواستم بگم تو نهایت تا مشهد قالی بری حالا کره ماه!!
اما خویشتن داری کردم:)]
امیرعلی:هزار دلار الان داشته باشم
امیرحسین :دیدن رونالدو و مسی،رفتن به اسپانیا
اما تو قرآن یه داستان ها و روایت هایی اومده که بقول امیرحسین آدم شاخ درمیاره میگی محاله اما شده
مثلا حضرت مریم که یه دوشیزه بوده، مادر شده
بچه اش تو گهواره حرف زده
ساره همسر حضرت ابراهیم که میگن حدود90سالش بوده
بهش بشارت میدن اسحاق تو راهه
تو سوره ذاریات قشنگ میشه اون لحظه شعف و تعجب ساره رو دید
فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ(٢٩)
همسرش با حالِ به‌هم‌ریخته جلو آمد. بر صورت خودش زد و گفت: «پیرزنی نازا و بچه؟!» (٢٩)
یا وقتی به زکریا، نوید اومدن یحیا رو میدن اونم تو پیری
حدود نود سالت باشه،نازا باشی و بعد بگن مژدگانی بده بچه پسره:)
یا پیغمبری به نام عزیر در جوانی به همراه الاغش مرد و صد سال بعد زنده شد در حالیکه خودش سالم و جوان اما الاغ چیزی ازش نمونده بود جز چند پاره استخوان.
یا اصحاب کهف، سیصد سال خوابیدند و دوباره بیدار شدند.
یا شکافتن رود نیل،کشتی نوح، عصای موسی و...
خلاصه اینکه بد به دلت راه نده و با همه وجود از خدایی که قادر و تواناست بهترین ها رو بخواه، نگو برای ما که نمیشه
فعععک نکنم بشه،از ما که گذشت، حضرت زکریا پیر و فرتوت هست اما میگه:فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا
پس تو خودت بچۀ لایقی به من ببخش.
یه حدیث از امام رضا علیه السلام هست که می‌فرمایند :خدا نزد گمان بندگان است.
خلاصه به خدا گمان نیک ببر،هی آیه یاس نخون ،هی نگو نمیشه
برای اونا شد برای ماها هم میشه، میاد اون روز.
مجید:برنامه سمت خدا شد امشب
من:در سمت توام دلم باران دستم باران دهانم باران
نتیجه اخلاقی :
هُوَ رَبُّ المُستَحیل و أنت تبکی عَلَی المُمکن
او خداوند ناممکن‌هاست در حالی که تو بر ممکن‌ گریه می‌کنی؟

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان