یکی از ما

دختـر هابیل شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ 19:53
 

با خواهریا سر خاک نشسته بودیم  که یکی اومد واسه فاتحه خونی

یه نیگا به من کرد  بعد به مادرم گفت: عروستونه؟

که مادرم گفت:نه دختر وسطیمه

و خواهریا که تا چند لحظه  پیش گریه میکردند حالا لبخند میزدند

+اینجا هم ولکن نیستد

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان