کت جادویی
دختـر هابیل چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ 14:48چند شب پیش خونه مادری کمد لباس رو که باز کردم کت بابا رو دیدم اون ته مه ها جا خوش کرده
یادش بخیر جیب بابا پر پول نبود اما شیرینی که از قرائت گرفته بود ؛نخود وکشمشی یا تخمه حتما توش بود
لباس رو بو کردم هندی بازیش میگه که بگم بوی پدرم رو میداد
اما واقعیت این بود که هیچ بوی خاصی نمیداد فقط بوی کتی رو میداد که یازده ماهه صاحبش رو گم کرده