بفرمائید عدسی

دختـر هابیل سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۶ 19:57
ننه فراموشی گرفته تا حدودی اصلا یادش نمیاد چیزی خورده نخورده

نماز خونده نخونده

ننه بزرگ خونه دایی عدسی خورده بود اومد خونه مادر

وقتی مادرم پرسید چیزی خوردی گفت:نه هیچی طبعم نمیگیره

که امیر یهو گفت:عدسی خوردی که!!!!!

و همه زدند زیر خنده

یادم باشه آتو دست امیر ندم :)

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان