تغییر کاربری
دختـر هابیل جمعه یکم تیر ۱۳۹۷ 9:36
چند روز پیش که از کنار امامزاده هاشم رد میشدم
مغازه ی دوست داشتنی ونوستالژی دوران کودکیم رو دیدم
مغازه آقا محمود که من برای مادرم زیر دستی گل قرمزی رو خریدم
و شاید تنها مغازه ای بود که نمی خواستم ازش بیام بیرون
پر از ساعت هایی که همه ساعت ده وده دقیقه رو نشون میداد اون ساعت گرده دست چپی که من دعا میکردم
هیچ وقت فروش نره؛اون انبار کناری که برام حکم جادو داشت و هر بار که آقا محمود اونجا میرفت دست پر بر میگشت
مرغ سبزهای تو ویترین اون قفسه های قدیمی ودوست داشتنی
اما حالا چی؟
نه آقا محمودی هست نه مغازه ای که ساعت هاش ده و ده دقیقه رو نشون بده
یه بار میشه میوه فروشی یه بار میشه آژانس خلاصه که این مغازه هم دلش با همون صاحب اولیش خوشه
واقعیت اینکه هیچکس نمی تونه صاحب این مغازه بشه مغازه ای که خاص،ناب و پر از خاطره ست
روحش شاد باشه انشاالله...