خنده به چه قیمت؟!

دختـر هابیل چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۸ 17:19

یه سبد بردم تو پارکینگ تا میوه بیارم،بخاطر خنکی پارکینگ میوه ها رو میذارم اونجا

داشتم پرتقال ها رو برمیداشتم که یهو صدای جیغ و ناله از خیابون اومد،تو رو خدا کمک،بچه له شد،یا خداااا

تو همون چند ثانیه که در رو  میخواستم باز کنم هزار فکر ناجور کردم،طرف خواسته دنده عقب بگیره،بچه کوچولو رو ندیده،زیر گرفته

دوتا ماشین شاخ به شاخ شدن،بچه افتادن بیرون.

دهنم چوب شده بود و دست و پام میلرزید،تا در رو باز کردم،چندتا پسر لندهور بیمزه بودند که هره کره راه انداخته بودن و لودگی میکردن و عرض خیابون رو طی میکردن،جا داشت هیچی واسشون نذارم،اما کلی وقت میبرد تا خودم لود بشم.

تا نیم ساعت بعد هم هنوز جابه جا نشده بودم.

یا شب ها بخصوص شب های تابستون،شیره خوابی یهو می بینی یه ماشین مجهز به باند و دم و دستگاه،گروپ گروپ انگار روی مخ تو رژه میره و اونوقته که باید به قلب وامونده ات دلداری بدی که چیزی نیس،یا اون موتوری ها که تا نعره نزنن و از خیابون و کوچه پس کوچه ها رد نشن،حق مطلب رو ادا نکردن.

بعد فکر میکنن امثال ما،دعای خیر و سلامتی براشون نثار میکنیم یا سر تخته شستن الساعه تو مرده شور خونه رو؟!

این شوخی ها کثیف،آثار و تبعاتش روی آدم ها متفاوته

چند وقت پیش،شبکه سه،لبخند سه رو نشون میداد
قاطبه شوخی ها شامل لیز خوردن،از مخ به زمین افتادن،خوردن تو در و دیوار،از اسکیت با کمر افتادن بود که یه افکت خنده هم گذاشته بود.

بیشتر باید میگفتی آآآآخ طفلک.طرف اگه فیزیوتراپی نخواد،این کوفتگی ها رو باید هفته ها با خمیر نخود و تخم مرغ و خرما رفع کنه.

این برنامه بظاهر شاد،علنا میگه تو باید به درد بقیه یا بخندی یا بی تفاوت باشی.

یا علنا دوربین دست بگیری،یکی زمین بخوره،یکی رو تو سطل آشغال بندازی صرفا برای لایک بیشتر و خنده،وجدانا این روزها،شیطان بر آدم سجده میکنه و میگه:دمت گرم که خودتون به خودتون رحم نمی کنید.

 دوربین مخفی هم از این طیف هست،که طرف رو تا مرز سکته پیش میبرن و بعد میگن اون دوربین رو می بینی؟حالا بخند

یک درصد احتمال نمیدن،ممکنه اون خانم  باردار باشه،یا طرف ناراحتی اعصاب و روان داشته باشه،مشکل تنفسی داشته باشه و هیجان براش خوب نباشه.
قلبش کشش این هجویات رو نداره.

اصن یه فرد عادیه که دوست نداره،بازی بخوره

اگه همه مون یک درصد روحیه نفر مقابل برامون مهم بود،اینقدر خشونت در وسعت جهانی نداشتیم.

از دوربین مخفی همیشه بیزار بودم،اما یه جا دوست داشتم دوربین مخفی باشه

چند وقت پیش،نزدیک یه مغازه بودم که انواع ظروف چینی و کریستال داشت،خانمی وارد مغازه شد و بعد از چند دقیقه موقع خروج،لبه چادرش به ظرف گیر کرد و یه سرویس کامل جلو چشمش خورد و خاکشیر شد
یه عده رد میشدن و می خندیدن،و عده ای میگفتن:بدبخت گاوش زاییده حسابی.

خود طرف هم دهنش خشک شده بود مونده بود چیکار کنه

و صاحب مغازه همین طور که به شاگردش میگفت:جارو بزنه،رو به خانم گفت:اشکال نداره
اما همه میدونستن این یه تعارف قمصریه و باید تا قرون آخرش رو بده.

اونجا دوست داشتم بگه،شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارین وبچه های صحنه به خانم یه قندآب بدین.

کاش یاد بگیریم،برای چند دقیقه خنده،کرامت انسانی فردی رو خدشه دار نکنیم.درمان درد باشیم نه استخوان لای زخم.

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان