اعجوبه
دختـر هابیل دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۸ 16:16دیشب فیلم اعجوبه رو دیدم(نترسید خطر اسپویل شما رو تهدید نمی کند)
اینکه زندگی از نگاه های متفاوت دید شد جالب بود و دیالوگ های منحصربفردی که گاهی لازم بود یه مکثی بکنی و بعد پلی کنی.
پسر بچه ای که ظاهری متفاوت داشت ولی اندیشه و فکر اعجاب آور.
این فیلم رو به معلمان به مادران و خلاصه به همه توصیه میکنم.
این فیلم منو یاد هم اتاقی ام انداخت، زهرا بچه یزد بود.
دفعه اول که دیدمش، با خودم گفتم، قضیه اسید پاشیه لابد.
اما خودش با اینکه سعی میکرد روسری اش رو تو صورتش بکشه، وسط چای خوردن تعریف کرد با کل خانواده عازم سفر شدیم بین راه برای رفع خستگی، زدیم کنار جاده، چند دقیقه بعد تریلی به ماشین ما زد، خواهرام، برادرام، مامان و بابام همه همون لحظه از دنیا رفتن و من موندم با صورتی که از شدت سوختگی با وجود 15 عمل هنوز همینه.
همه هنگ موندیم، ولی اون لبخند میزد و میگفت:بعد این قضیه خدا رو بیشتر حس میکنم در زندگی ام.
اینکه در کمتر از یک دقیقه، زندگی ات از هم بپاشه، چهره زیبات تغییر کنه، مجبور باشی برای هر بار شستن دست و صورت یا وضو گرفتن آب معدنی استفاده کنی، چون آب خوابگاه باعث خشکی و بعد خونریزی بدنش میشد، یا مشکل تنفسی که پیدا کرده بود، اما باز شاکر بود برام عجیب بود.
الان دکترا میخونه با همون روحیه عالی و بیخیال نگاه های آدم ها
زهرا هم برای من یک اعجوبه است که با وجود همه مشکلات، سختی و تنهایی و بیماری، شاکر هست و امیدوار به زندگی.