خواستگاری به سبک ایرانی
دختـر هابیل پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۹ 9:51_سلام برای امر خیر مزاحم میشم!!
مراحمین اما ما خیلی وقته که آردمون رو بیخته ایم و الک مون رو آویخته، برو این دام بر مرغ دگر نه، که عنقا را بلند است آشیانه!!
تو آشنا، فک و فامیل دختر خوب سراغ ندارین؟!
حالا پسر کی هست؟!
والا دروغ چرا، برادر دوستمه، به من سپرده منم گفتم از شما بپرسم، بهرحال همسایه ها یاری کنن و این حرفا دیگه!!
خب حالا برادر دوستتون چیکارست؟!
والا دروغ چرا، دقیق نمیدونم
اما شرطی شدن، الا و بالله زنش بدن!!
فقط میدونم سه ماهه دیگه نه لب به مواد زده نه سیگار نه قلیون!!!!
تازه گفتن:هرجا رو هم بخواد طرف امضا میکنه که سمت دود نره
من تو بچگی، بنّای خونمون ته سیگارش رو انداخت، برداشتم کشیدم هنوز وسوسه میشم یه نخ بکشم این چطور سه ماهه میخواد امضا بده؟!
دیگه به بِشکشی عهدنامه ترکمن چای و گلستان که نیست.
حالا ثواب داره،آخه دروغ چرا، یه نفر پاپی پسره شده ول نمیکنه اینم دلبسته اش شده!!
_خوب چرا ازدواج نمیکنن؟!
اون طرف، شوهر داره، پنج شش ساله ازدواج کردن، اون زمان دختره ده دوازده سالش بود، شوهرم هم یه پشت بوم کم و زیاد تو همین سن و سال، حالا که هفده هیجده سالش شده، عاشق شده خیرسرش، میخواد طلاق بگیره، بیاد با برادر دوستم ازدواج کنه!!!!!
حالا مادر و خواهرش، این خونه حسن، اون خونه حسین میرن بلکی یه دختر خوب و مومن و آفتاب مهتاب ندیده براش جور کنن تا از صرافت اون یکی بیفته، میبینی چه دوره زمونه ای شده؟!
ماشالله چه خوش اشتها، با این تفاسیر من فکر نکنم کسی نعش دخترش رو هم رو کول طرف بذاره مگر اینکه مشاعرش رو از دست داده باشه.
حالا جایی کاریتون نباشه اما بازم اگه دختر خوب سراغ داشتین خبر کنید...
ماهیچ ما نگاه...