سریال پرغصه
دختـر هابیل سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۹ 3:12امشب خواهرم تعریف کرد که تو داروخانه، خانم به متصدی گفت:داروهای من 63 تومن شده؟
که متصدی با صدای کشداری گفت:نه خانم، 630هزار تومنه
مگه چی هست که این همه شده؟!
قرص آنتی بیوتیک، دونه ای 42 هزار تومن
نخواستم، پولم کجا بود 630 هزار تومن، داشتم قسطای عقب افتاده ام رو می دادم.
چند دقیقه بعد خانم بعدی
داروی شما شد 120 هزار تومن
120 هزار تومن مگه دکتر چی نوشته؟!
یه قطره برای خشکی چشمتون فقط 100هزار تومن شده،
خانم نمیخوام، مرده شور این زندگی رو ببرند.
بقول خواهرم اگه چند دقیقه دیگه تو داروخونه میموندم، یه سریال پرغصه میشد.
پرودگارا، ملت ضعیف، مستمند، فقیر، ندار، مستحق، بدبخت، مفلس ایران رو میبینی،
ما رو از اینکه هستیم بینواتر مخواه، ما گناه داریم، رحمی بفرما.
*امیدوارم با این وضع و اوضاع هیچ ایرانی حتی یه سرماخوردگی جزیی هم نگیره، آمین.