رزق امروز

دختـر هابیل چهارشنبه دوم تیر ۱۴۰۰ 11:24

یه وقتایی یه صحنه هایی، خودش روضه مجسم هست.
الله اکبر رو گفتم و نماز رو بستم. 
چند ثانیه بعد، امیرحسین بیدار شد و گفت:آب
درست بالای سجاده ام، مکرر میگفت:آب، آب
بِییم(بریم) آب

سرش رو هم کج می‌کرد که زودتر بریم. 

با چشمام بهش میگفتم:باشه 

اما دلم میخواست زود نماز تموم بشه بهش آب بدم، 
باز سر و گردنش رو کج می‌کرد که به سمت شیرآب بریم، آب، آب، آب

یاد مقتل خوانی افتادم:

فَذُبِحَ الطِّفلُ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُن

یاد آخرین نگاه رباب به فرزندش. 

یاد دل داغ دیده اش. 

اینجور وقت هاست که میگن:کل یوم عاشورا

شاید این یادآوری هم رزق امروز بود.
باب الحوائج علی اصغر(ع) ، همراه همیشگی مون باشه. 
 

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان