زخم دل

دختـر هابیل شنبه هفتم اسفند ۱۳۹۵ 9:51
 

یادمه ماه رمضون نونوایی هم کار میکرد روزه بود ونون هم در میاورد

 وقتی میومد خونه کوره ی آتیش بود صورتش

فقط میگفت: آب بیارید

یه بار با ناخن گیره اومد پیشم و گفت:بیا این بِکَن

یه تاول گنده روی انگشت سومیش بود که از بس با انبر نون درآورده بودتاول زده بود

دلم ریش شد خواستم دستش رو ببوسم..اما هیچی نگفتم و فقط با ناخن گیره کندمش...

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان