حفظ ظاهر!!
دختـر هابیل سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۵ 20:4تو یه جمع فامیلی بودیم که من یکی درمیون ازشون خوشم نمی اومد. ولی جبر زمانه و بخاطر اون یکی درمیون بقیه که مورد احترام بودند همی حضور بهم رساندم.(داخل پرانتز من از هر صدتا کارت دعوت و درخواست یکی دوتا رو برم که گاها اونم بزور و اصرار مادرمه. پرانتز رو بی زحمت ببندید)
خلاصه
تا اینکه یکی از اوناییکه من خوشم نمیومد ازش در حال ایراد سخن بود که دیدم عارفه که روبه روی من نشسته بود بهم پیام داد ایتا چک شود.
حالا چی باشه خوبه؟!
یه عکس از چهره من که نشون میده چقده وحشتم شده از حرفای ناطق جمع و کنارش نوشته:حفظ ظاهر کن!!
خواستم بگم :حفظ ظاهر در قاموس ما نیست.
شعر و وِر نوشت:زندگی بغایت سخته،بودن بعضی ها سخت ترش هم میکنه!!