امامزاده جدید
دختـر هابیل دوشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۵ 15:49امیرحسین یه نمه ارث از مادربزرگ گرام گرفته و دعا و نفرینش کارسازه.
جمعه که روستا بودیم ساعت 5صبح از خواب بیدار شد و گفت:چطوره ما هنوز زنده ایم و چهار روز دیگه جنگ میشه.
گفتم:بخواب خبری نیست. اما تو گروه خانوادگی شرح ما وقع رو گفتم.
خب چی شد؟!
جنگ شد.
امروز یکی از فامیل میگه به امیرحسین بگو همچین مشکلی دارم برام دعا کنه.
گمونم یه کارت خوان بگیرم برای رتق و فتق امور ملت.
بهرحال هر امامزاده یه کارت خوان داره دیگه:))