السلا...
دختـر هابیل یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۵ 9:26
مادرم رفته بود مشهد الرضا
زنگ زد من الان رو به رو حرمم هر چی
میخوای بگی به آقا بگو
چشام رو بستم و گفتم:السلا...
که یهو مادر گفت:خب دیگه چه خبر؟
+مادرم مقداری وا بده عزیز دل
زنگ زد من الان رو به رو حرمم هر چی
میخوای بگی به آقا بگو
چشام رو بستم و گفتم:السلا...
که یهو مادر گفت:خب دیگه چه خبر؟
+مادرم مقداری وا بده عزیز دل