عذاب وجدان 2
دختـر هابیل سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶ 9:51دیگه همه میدونن که من به طرز عجیبی هم بدغذام هم کم غذا
یادمه دوره لیسانس من و فاطمه با هم یه غذا می گرفتیم اونم ناهار و اکثرا شبا نون و پنیر و سبزی مثه الان
دو تا ازغذای خوابگاه رو من خیلی دوست داشتم یکی ماهی یکی هم آش رشته اش که بدمصب افتضاح خوشمزه بود
من با همه ی کم رویی که دارم!!!
به طرف میگفتم آقا خواهشا یه ملاقه بیشتر بریز
اون روز ماهی بود منم به طرز عجیبی گشنه بودم وقتی نگاه به #ماهی کردم به خودم میگفتم کی بخوره کی نگاش کنه؟!
ماهی بدبخت جوان ناکام ناغافل افتاده بوده توی تور،
گلچین روزگار استثنا این بار عجب بدسلیقه بود
اینقدر زار و نحیف که نگو...
به خودم میگفتم اگه ختم بسم الله هم بگیریم دو تایی سیر نمیشیم پس در اقدامی ناجوانمرادنه وقتی فاطمه لقمه اول رو زد تو رگ منِ بد ذات با کج و کوله کردن میمیک صورت و گفتن «عی مووووو» و واکاوی این مسئله که معلوم نیس موی کجای بدنشه
شرایط بغرنجی رو برای فاطمه ایجاد کردم
که باعث شد دست از غذا بکشه و من هم بعد از تمام شدن غذا دست از غذا کشیدم
پ.ن:فاطمه حلال کن الان بعد از ده سال دارم لو میدم.
اعتراف نوشت:اگه خدا قبول کنه من اصن آدم اجتماعی نیستم و دوستای صمیمی من از انگشتای یه دست به زور اون دست بره،فاطمه صمیمی ترین،ناب ترین و اند هرچی با مرام ترین رفیق من از سال 84به اینوره،بهترین دوست #بهبهانی من که نظیرش وجود نداره
کارشناس#تغذیه:اگر از چاقی زیاد رنج میبرید از موهای نامری #پلین استفاده کنید!!!
پ.ن2:شماها که شب هم شام سنگین می خورید حالا جدای از اینکه چه حالی دارید که بپزید چجوری پایین میره از گلوتون؟