مرگ بر ...؟؟
دختـر هابیل جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۶ 13:39دبستان مبصر کلاس شده بودم دقیقا تو همون آبان ماه
داشتم بچه ها رو سر و سامون میدادم که یهو مدیر«خانم رهنما» یکی خوابوند تو گوش ما
وگفت:واسه چی وایسادی برو بشین
هرچند بچه ها گفتند:مبصره اما دیگه صورت ما مورد نوازش قرار گرفته بود.
دبیرستان هفته بسیج دانش آموزی بود و ما باید رژه می رفتیم بعد هم یه ساعت نیم خیز بودیم تا عرایض دوستانی که از بسیج و شهادت میگن تموم بشه
پاهایی که از شدت نیم خیز بودن در حال شکستن بود
اما حق نداشتی جم بخوری
چون معاون محترم«خانم گلابچیان»
پدر جدت رو میاورد جلو چشات
حالا بماند که آخر رژه همه باید میگفتن «یا زهرا»
یه عده گفتن «یازهرا» یه عده هم «یاحسین»
و چهره معاون از این نظم و انسجام مثال زدنی،دیدنی بود.
هر روز خانم گلابچیان می اومد داد سخن میداد که چرا شما این جوری هستید صداتون هفتا محله میره،اصلا بعضی هاتون شعور ندارید
صدای دختر رو نباید مرد نامحرم بشنوه حالا شما عربده میزنید تو سالن
و همیشه بعد از صدای خنده بچه ها تو سالن با صدای بلند میگفت:سااااکت
نمیدونم چرا هیچ وقت از این بشر خوشم نیومد و هیچ وقت سلامش نکردم!!!
حتی وقتی گفت:دکتر گفته از بس داد زدی رگ های قلبت پاره شده،بدجنسیه اما من منتظر پاره شدن رگ های بعدی بودم!!
تا اینکه روز سیزده آبان باید می رفتیم راهپیمایی گرفتن پلاکارد و پرچم و از این صحبتا
یه مشت دراز و کوتاه عنر عنر راه افتادیم سمت نماز جمعه،پسرا جلوتر ما دخترا هم طبق معمول پا به رکاب
و یه صدای نخراشیده که می گفت:شعار هر بسیجی مرگ بر آمریکا
و معاون محترم که میگفت:چرا فریاد نمی زنید بلند بگید
و من تمام مسیر فکر میکردم
چرا تو مدرسه ی دخترونه صدای ما برای خودمون هم حرامه
اما تو خیابون مانعی وجود نداره
و حالا امروز برام سواله چرا آقایون به ما میگن بگید مرگ بر آمریکا
اما آقازاده برای ادامه تحصیلات،برای ادامه تفریحات،برای بدنیا اومدن بچه و گرفتن ویزا
راهی همین سرزمین کفر میشن...
حالا شما دوستان،بلند وکوبنده بگید مرگ بر آمریکا