یه توپ دارم؟
دختـر هابیل سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۶ 20:14
شبا باید کلی شعر و داستان سر هم کرد تا امیر بخوابه
هرچند تا میخونی میگه اینو نه یکی دیگه
دیشب که یه توپ دارم قلقلی رو میخوندم(دروغ چرا از این شعر بدم میاد)
وقتی رسید به این فراز که من این توپ رو نداشتم بابام بهم عیدی داد
پیش خودم گفتم تا حالا بابام بهم عیدی توپ داده یا نه
یادمه بچه های خالم هرسال اگه درسشون بهتر میشد یه چیزی جایزه میگرفتن
آتاری،دوچرخه،کوفت درد زهرمار هرچی
حالا تو خونه ی ما این خبرا نبود اولا ما همه درس خون بودیم
دوما این قرتی بازیا به جیب بابام نمیخورد
شد کرد ما رو برد پارک؛اونجا چاقوش گم شد و ما کل تایم رو دنبال چاقو گشتیم :|
+خلاصه من این توپ رو نداشتم وندارم بابام هم بهم نداد که نداد :|