هیس!!مادرشوهرها حرف نمیزنند!!
دختـر هابیل شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۷ 15:1چند وقت پیش یکی از دوستان تاحدودی گرمابه و گلستان رو دیدم و کاشف به عمل اومد هنوز ازدواج نکرده و از بخت بدش در آستانه ازدواج هم بودند،حلقه هم پسند کردند اما یهو مادرشوهر نداشته ی گرام زرتی گفته: نه!!
چراش رو هیچ کس نمیدونه و اعتصاب داماد هم ره به جایی نبرده
و حال که تعریف راهکار های منو شنیده،دنبال دعا و طلسمی میگرده که اینجانب،بزنم زبون مادرشوهر رو چفت کنم و قفلی بزنم که حالا حالاها باز نشه.
یاد یکی دیگه از دوستام افتادم که عجیب و غریب دلباخته یه پسر بود و مادرطرف هیچ رقمه موافق نبود و دختر عاشق پیشه ی قصه ی ما خودش به آب و آتیش میزد که بشه
هرچند من معتقدم جایی که خواهان نداری،بودنت عذاب آوره،
خلاصه بعد از ائمه معصومین،که انگاری دست رد به سینه اش زدند،متوسل به رمل و اسطرلاب و جادو شد
و معتقد بود که کار طرف یکایکه و بزودی در آغوش یار خواهد بود.
حدود سیصدتومن داد و طرف فقط یه قند حبه ای بهش داد و گفت:اینو بنداز تو سماور مادرشوهر تا زبونش شیرین بشه
و شیرین شدن همان و بله گفتن هم همان
هلک هلک حبه قند رو داد به پسره و گفت:بنداز تو سماور مادرت
پسر هم نه گذاشت ونه برداشت گفت:اگه یه کله قند هم بندازم تو سماور،مادرم میگه:نه
آخرش هم هرکی رفت سی خودش.
خلاصه اینکه با جادو و جنبل نمیشه زبون مادرشوهر رو بست،فوت کوزه گری میخواد.
راهکار من برای ازدواج دوستان که نتیجه هم داده: آدمای مضطر زودتر حاجت میگیرن،توصیه من خواندن دعای هفتم صحیفه سجادیه مع البت با ترجمه،ذکر مداوم یامجیب و ذکر اختصاصی آیت الکرسی که قبلا توضیح دادم.
امید است دختران و پسران سرزمینم همسران خوبی نصیبشون بشه و عاشقانه زندگی کنند.
**راستی هیچی رو به زور از خدا نخواهید.ارزش نداره