نیلوفرانه

دختـر هابیل چهارشنبه سوم مرداد ۱۳۹۷ 12:43
اواخر بارداری م یه جا دعوت شده بودم برای دیدن خونه عروس(اصولا هیچ وقت نمیرم و اگه رفتم به تعداد انگشت های یه دست هم نرسیده چه برسه دو دست) که دعوت کرده بودند.
بهرحال رفتیم و من بهانه آوردم که شرایطم سخته همین طور از دور نگاه میکنم
گلاب به روتون دستشویی ام گرفت،و نیس اواخر بارداری ملت راه به راه دستشوییه منم از خیل دوستان عقب نیفتادم رفتم برم دستشویی رو افتتاح کنم که دیدم کی دلش میاد بره دستشویی
مهندسین عزیزچاهجه دستشویی رو مسدود ساخته و برکه ای درست کردند پر از نیلوفرهای آبی
آیا با این تفاسیر اصن حالی به آدم میمونه؟
نه والا
هیچی ما سر خر رو کج کردیم و برگشتیم خونه
اینم از دید و بازدید ما بود.

بیوگرافی
بر سر در این طویله ثبت است
داخل نشود هر آنکه خر نیست


با نهایت احترام کپی نکن حَیوان!!

Insta:dokhtarehabil
آخرین نوشته‌ها
نوشته‌های پیشین
دوستان