عذاب وجدان
دختـر هابیل چهارشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۷ 14:26
مادر زنگ میزنه مجید هست میخوام برم دکتر
بهش میگم نه رفته کاشون؛ماشین اما خونه ست
حالم از خودم بهم میخوره که این ترس لعنتی تموم نمیشه که من برم این گواهینامه کوفتی بگیرم
ماشین تو خونه باشه و مادر پیاده بره تا دکتر اووف بر من
+رب اشرح لی صدری :|
+چرا باید اینقدر بترسم :||||||||