یار مهربان
دختـر هابیل پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۷ 10:37
بچه که بودم کلی شکمو بودم و دلم همیشه هله هوله میخواست،و دوست داشتم بابام یه سوپر مارکت گنده میداشت که همیشه شرمنده خندق بلای خودم نباشم.
مادرم می گفت:باید بدمت به یه بقال!!
مادرم می گفت:باید بدمت به یه بقال!!
بزرگتر شدم باز شکمو بودم اما اینبار هله هوله نمیخواستم کتاب میخواستم نه یکی نه دوتا خیــــــلی
دلم میخواست رگباری همه ی کتاب ها رو درو کنم
مادرم می گفت: باید بدمت به یه کتابفروش!!
و حالا یه مدتی بصورت افتخاری و خیلی خیلی پاره وقت در خدمت کتابفروشی شهر هستم و واقعیت اینکه وقتی کتاب ها رو ورق میزنم کلی دلم قنج میره و متوجه گذر زمان نمیشم.
کتاب مورد علاقه ی من در سال جاری جزء از کل اثر استیو تولتز و ترجمه بی نظیر پیمان خاکسار،این کتاب هر سطرش جالب و جذابه
فی المثل «رهایی در این است که شبیه دیوانه ها باشی»
«وقتی این همه تلاش میکنی یک نفر را فراموش کنی،خود این تلاش تبدیل به خاطره می شود»
خلاصه که هفته کتاب و کتابخوانی شدیداللحن مبارک همه باشه.
#گوشه_دنج_کتابخوانی_من